فقر و فرسایش
در کشور های در حال توسعه
به نام خدا
مقدمه :
پس از جنگ جهانی دوم با رهایی بسیاری از کشورهای جهان سوم از استعمار و دستیابی آنها به استقلال سیاسی، فاصله و شکاف اقتصادی بین کشورهای فقیر و غنی بیش از پیش آشکار شد. در پی آن راهبرد رشد اقتصادی برای رسیدن به توسعه از طریق انتقال سرمایه ، فناوری و تجربه کشور های توسعه یافته در دهه ١٩٦٠ اتخاذ گردید. در آن زمان عقیده بر این بود که رشد اقتصادی موجب اقتدار کشور شده و توسعه اقتصادی را سبب می شودو اما پس از یک دهه ( در آغاز دهه ١٩٧٠ .م) نه تنها رشد اقتصادی مورد انتظار در بسیاری از کشورهای جهان سوم محقق نشد بلکه در برخی از کشورها نیز که رشد اقتصادی مناسب قابل توجه بود، منجر به توسعه نگردید و رشد فزاینده فقر و نابرابری از یک سو و آثار سوء زیست محیطی و بوم شناختی حاصل از رشد اقتصادی از سوی دیگر موجب بالندگی و گسترش اندیشه های محیطی چند بعدی در مورد توسعه گردید و پایداری توسعه را در دهه ١٩٨٠ مطرح کرد. بدین معنا که توسعه بایستی دربرگیرنده بهبود گسترده در تمامی سطوح زندگی و رفاه همگانی باشد و سرمایه گذاری در تمامی بخش های اقتصاد را مد نظر قرار دهد و به جوانب زیست محیطی نیز توجه داشته باشد.
بنابراین یکی از چالش های مهم دنیای امروز نابرابری بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه از یک سو و نابرابری منابع و امکانات در سطوح ملی بویژه در کشور های جهان سوم می باشد. این مسئله سبب شده که فقر روستایی در اینگونه کشورهای از مسائل حاد و بحرانی باشد. روستاییان در این کشورها کمترین سهم را از منابع، سرمایه ها و امکانات ملی دارند و بدین لحاظ فقر روستایی به یک چالش بزرگ توسعه انسانی و نیز یک معضل عمده زیست محیطی بدل شده است. اعتقاد بسیاری از اهل فن این است که فقر و بویژه فقر روستایی،امکان و توان بهره برداری صحیح و پایدار از منابع محیطی را از بین می برد و از این رو موجب تشدید روند تخریب محیط زیست می گردد، به طوری که هنوز سه چهارم مردم دنیا برای سوخت عمدتاً به چوب نیازمند هستند. کشاورزی گذرا از طریق سوزاندن و کشت اراضی جنگلی هنوز رواج دارد و فشار مضاعفی بر محیط زیست در جریان تغییر کاربری اراضی به شهری، زراعی، جاده و ...... وارد می شود. آنچه بر شدت این عوامل می افزاید افزایش سریع جمعیت کشورهای در حال تو.سعه در دهه های اخیر می باشد. متقابلاً تخریب محیط نیز به نوبه خود از طریق کاهش بهره وری منابع محیطی یا از بین رفتن آنها در دراز مدت موجب تشدید فقر می شود و چنانچه این چرخه متوقف نشود روند فزاینده فقر و تخریب محیط زیست تشدید خواهد شد. مسئله قابل توجه دیگر، تاثیر نابرابری های موجود بین کشورها و ملت ها در تخریب محیط زیست می باشد. به بیان دیگر تخریب وسیع منابع محیطی از یک طرف ناشی از افزایش مصرف، بالا بودن استانداردهای زندگی و اسراف در بهره گیری از منابع در کشورهای پیشرفته بوده و از طرف دیگر ناشی از فقر، محرومیت و پایین بودن سطح زندگی بسیاری از ملل جهان است.
تعریف و مفهوم فقر :
مروری بر منابع و مطالعات انجام شده حاکی از آن است که فقر از ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و ... تعاریف مختلفی دارند که دستیابی به مفهومی واحد از فقر را مشکل می سازد. عده ای تعریف وسیع تری از فقر بدست می دهند، آنها فقر را مجموعه ای از فقدان نسبی درآمد، دارایی،خدمات پایه، منزلت، امکانات آموزشی و تحرک اجتماعی و نیز عدم حضور و مشارکت در تصمیم گیری ها به اشکال گوناگون می دانند. متداول ترین تعریف فقر، فقر اقتصادی است که بصورت ناتوانی در برآورده ساختن حداقل نیازهای انسان تعریف می- شود که در توجیه حداقل نیاز های انسان مفهوم فقر مطلق و فقرنسبی مطرح می شود.
فقر مطلق زمانی رخ می دهد که افراد و خانواده ها از تامین حداقل نیاز های ضروری زندگی بازمانند و گذشتن از امروز به فردا برایشان مشکل و غیر ممکن باشد ( نیاز های اساسی مانند غذا، پوشاک و سرپناه تامین نشود ) و انحطاط همه جانبه افراد آغاز گردد و به معنای واقعی کلمه درمانده شوند. اما فقر نسبی فاصله ای کم یا زیاد از ملاک های معین شده ای را می- رساند. ( منظور ملاک هایی است که از نظام ارزشی و شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه نشأت می گیرد که این ملاک ها از جامعه ای به جامعه دیگر و میان گروه های مختلف اجتماعی هر جامعه نیزمتفاوت است. ) هر چه چنین فاصله ای زیاد شود، فقر نسبی به فقر مطلق نزدیکتر می گردد. فقر در غالب وضعیت بهداشتی و آموزشی نامناسب، محرومیت از دانش و ارتباطات، ناتوانی در بدست آوردن حقوق انسانی و سیاسی و نداشتن احترام و اعتماد به نفس جلوه می کند. علاوه بر این، هر جا که افراد در فقر زندگی می کنند تخریب زیست محیطی و ناتوانی ملی دیده می شود.
نگاهی به وضعیت فقر در جهان سوم گویای آن است که بیش از یک چهارم از جمعیت دنیای در حال توسعه فقیرند و در حدود یک سوم از جمعیت جهان در شرایط درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی می کنند. بررسی ها حاکی از آن است که ٦٣ درصد آمار مربوط به فقر در جهان مربوط به فقیران روستایی است که این مقدار در بنگلادش به ٩٠ درصد یا در جنوب صحرای آفریقا بین ٦٥ تا٩٠ درصد در نوسان است.
علل فقر روستایی پیچیده و چند بعدی است و طیفی از فرهنگ، اقلیم، جنسیت، ساخت های اجتماعی، بازارها و سیاست های عمومی را شامل می شود. فقرای روستایی هم به لحاظ مسائلی که پیش رو دارند و هم به لحاظ راه حل های ممکن برای توسعه و بهبود زندگی کاملاً متفاوتند. دسترسی به آموزش، مراقبت های بهداشتی، آب آشامیدنی، مسکن، حمل و نقل و ارتباطات در شرایط بسیار نامساعد قرار دارند. سطوح بالا و مستمر فقر روستایی ارتباط تنگاتنگی با رشد اقتصادی نابرابر و منقطع، رشد سریع جمعیت و مهاجرت به نواحی شهری داشته است.
مردم فقیر و محروم روستایی نه تنها از فرصت های اقتصادی در مناطق شهری و صنعتی جدا مانده اند بلکه دسترسی کمتری به خدمات اجتماعی همانند آموزش، بهداشت، خواربار کافی و ... دارند به طور مثال برآورد شده که حدود یک میلیون خانوار روستایی کشور های در حال توسعه فاقد دسترسی بهینه به آب آشامیدنی سالم هستند علاوه بر این آگاهی از حقوق و اطلاع رسانی پیرامون کارکرد ها و وظایف دولت و سایر زمینه ها در روستا ها ضعیف است و در نتیجه روستاییان قادر به اعمال فشار برای تغییر و اصلاح نظام ها و نهاد های مربوطه نیستند. در حالی که چنین نظام هایی معمولاً تبعیض آشکاری را بر روستاییان هم از بعد تخصیص منابع و نهاده ها و دسترسی برای بهره برداری بهینه آنها و هم از جنبه سیاست های قیمت گذاری برای محصولات و نهاده ها، عرضه خدمات و ... اعمال می نمایند. البته نهاد
های مختلف از بخش های دولتی، خصوصی و نهاد های جامعه مدنی و ... بودجه های زیادی را برای حمایت از بخش کشاورزی و بهره برداری از منابع طبیعی هزینه نموده اند. تاکید بر بخش کشاورزی به دو علت صورت گرفته است : اول اینکه عمده فقرای روستایی را کشاورزان خرده پا و کارگران کشاورزی تشکیل می دهند و دوم اینکه کشاورزان از دیدگاه توسعه مبتنی بر آمایش سرزمین به عنوان ماشین و محور رشد، سرمایه گذاری و تولید درآمد و اشتغال، بستر بهره برداری پایدار منابع طبیعی، هموار کننده توسعه بخش های خدمات و صنایع روستایی و پیوند دهنده اقتصاد روستایی و شهری در تعامل با نهاد ها، محصولات سرمایه و نیرو شناخته می شوند. نگرانی عمده این است که بسیاری از مسائل قدیمی هنوز به قوت خود باقی است. روستاییان بویژه در نواحی فقر زده مانند آفریقا از نامناسب بودن وضعیت خدمات عمومی، توسعه نیافتگی، بازار ها، زیر ساخت های ضعیف ارتباطی و اطلاع رسانی و آموزش و بهداشت نامطلوب رنج می برند. تضاد های اجتماعی، جنگ ها، امرار معاش آنها را تهدید نموده است. مسائل قدیمی اکنون به صورت کاهش نرخ رشد عملکرد، عدم تعادل گسترده در بهره وری از مسائل طبیعی و تسریع تخریب منابع پایه تولیدی، نمود یافته اند. این وضعیت در مورد آفریقا به بدترین شکل ممکن است. جایی که با حدود ٣٨ درصد تخریب اراضی و حدود ٦٥ درصد فرسایش منابع پایه مواجه است.
واقعیت این است که فقر در کشور های در حال توسعه با وجود تلاش بسیار دولت ها، کشور-های صنعتی، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول مهار نشده است، بلکه در بعضی موارد روز به روز بر شمار افراد فقیر و تهی دست افزوده شده است. در این میان عدم تناسب میان رشد اقتصادی و افزایش جمعیت موجب پیشی گرفتن فقر در این جوامع شده است.
فقر روستایی و ابعاد تخریب محیط زیست در کشور های جهان سوم :
از دلایل عمده تخریب محیط زیست در مناطق روستایی کشور های جهان سوم، فقر روستاییان می باشد که بویژه در ترکیب با سایر عوامل داخلی و خارجی مؤثر در این فرآیند، موجب تخریب و کاهش باروری منابع طبیعی شده و در نهایت بازخورد آن بصورت تشدید فقر چهره می نماید.نا گفته نماند که تخریب محیط زیست نیز تأثیر مستقیمی بر فقر روستایی دارد . اکثر فقرا در مناطقی زندگی می کنند که دارای تنوع زیستی فراوان و اکوسیستم های شکننده است. بزرگترین بخش از این مناطق در مناطق روستایی یافت می شوند . این روستاییان فقیر به منابع طبیعی از جمله زمین، جنگل و آب برای امرار معاش خود وابستگی مستقیم دارند. توجه به فقر روستایی و بحرانهای زیست محیطی رابطه ای معنی دار و تعاملی وجود دارد. این رابطه از یک نگاه نظام مند و کل نگر بصورت کنش و واکنش و تأثیر و تأثر متقابل میان فقر روستایی و محیط زیست است. فقر روستایی بواسطه فشار بر محیط طبیعی و بهره برداری غیر اصولی و ناپایدار از این منابع موجب تشدید تخریب محیط زیست می شود. تخریب محیط زیست و بحران های زیست محیطی نیز بواسطه تحلیل و از بین بردن منابع مورد استفاده روستاییان بر شدت فقر آنان می افزاید.
تخریب محیط زیست ناشی از بهره برداری های ناپایدار روستاییان فقیر از منابع محیطی به شکل های مختلف مانند تغییر کاربری اراضی، چرای دام، استفاده از چوب و هیزم، آلودگی منابع آب و ... مشاهده می شود که به بیان اجمالی برخی واقعیت های آماری و شواهد موجود با ذکر مثال از کشور های مختلف جهان سوم می پردازیم :
استفاده از منابع طبیعی برای سوخت:
بسیاری از فقیران روستایی در کشور های جهان سوم از دسترسی به منابع انرژِی نوین محروم هستند و در نتیجه ضمن استفاده از هیزم، فضولات حیوانی و ... علاوه بر محرومیتی که در این زمینه تحمل می کنند تاثیر مهمی نیز در تخریب محیط زیست دارند مثلا در ناحیه بادولای سریلانکا، ٩٧ درصد خانوارهای روستایی با هیزم آشپزی می کنند که بدلیل تخریب جنگل ها رو به کاهش است. در روآندا و بسیاری از کشور های آفریقایی نظیر اتیوپی درصد عمده انرژی مصرفی فقیران چوب و هیزم است که موجب تخریب جنگل ها می شود. از طرفی کمبود مستمر هیزم، هزینه های زمانی و مالی زیادی را بر خانوارهای فقیر تحمیل
می کند. برای مثال فقیران روستایی بورکینافاسو در آفریقا برای جمع آوری هیزم مجبور اند روزانه ٣ تا ٢٢ کیلو متر راه پیمایی و ٣ تا ١٢ ساعت وقت صرف کنند و ممکن است این عمل یک تا هفت بار در هفته تکرار شود.
فقر انرژی موجب عدم توسعه و بهبود عملیات فرآوری محصولات کشاورزی و رشد فعالیت- های غیرکشاورزی می شود. در حالی که کشورهای مرفه عمدتاً از منابع انرژی تجاری به جای هیزم به عنوان انرژی مصرفی خانوار استفاده می کنند، کشور های فقیر تر درصد بالایی از انرژی مصرفی خانوار را از چوب و هیزم تامین می نمایند. برای مثال در زئیر ٩٤ درصد از انرژی مصرفی خانوار از هیزم تأمین می شود. این رقم در مورد تانزانیا و میانمار ٨٩ درصد و در هند ٨٤ درصد است. لذا می توان انتظار داشت که میزان تخریب محیط زیست بویژه جنگل ها در این دسته از کشور ها بالا باشد.
تغییر کاربری اراضی جنگلی و مرتعی به زراعی:
کشاورزان کم زمین و بی زمین در کشور های جهان سوم در واکنش به فشار ناشی از گذران زندگی و برای تأمین مخارج خود و خانواده هاشان، بیشترین فشار را بر منابع محیطی وارد می آورند. در منطقه جنگلی آمازون در برزیل، فقر در تمامی سطوح سرمایه قابل مشاهده است و پوشش جنگلی و تنوع زیستی، کشاورزان را به سمت تبدیل جنگل به زمین زراعی از راه سوزاندن درخت ها برای
تغذیه خاک سوق می دهد. به این ترتیب کشاورزان برای تبدیل سرمایه های طبیعی به جریان درآمد
جاری به جای بازار از فرآیند های بیوفیزیکی استفاده می کنند. در آفریقا الگو های سابق کاربری زمین بدلیل فعالیت ها و تقاضا های یک جمعیت فزاینده تغییر یافت و بسیاری از زمین ها در معرض عدم بهره بری و فرسایش قرار گرفت. درصد عمده ای از فقیران روستایی آفریقا در اراضی حاشیه ای و ضعیف که در معرض تخریب و فرسایش اند، ساکن هستند. توسعه اراضی زراعی از طریق تولید محصولات محلی که توسط فقیران روستایی مصرف می شد شکل گرفت. بسیاری از خانوار های فقیر قادر به سرمایه گذاری برای تامین فناوری مورد نیاز به منظور جلوگیری از تخریب زمین نبودند که منجر به کاهش بهره وری و در آمد شده و آنان را ناگزیر از انتقال به اراضی جدید نموده است.
تخریب محیط زیست منجر به باروری و بهره وری کمتر یک منبع طبیعی مثل خاک می شود و در نتیجه تأمین غذایی کمتر را در پی دارد. یکی از راه های مقابله با این وضعیت، یافتن اراضی جدید برای زراعت و چرای دام است که اغلب موجب استفاده از اراضی نامناسب و حاشیه ای نظیر زمین های باتلاقی و جنگل های آسیب پذیر می شود. این گونه اراضی در بلند مدت قابلیت استفاده پایدار را ندارند و رها می شوند و بدین گونه روند تخریب آنها تشدید می گردد. در عین حال از فقر روستایی نیز چیزی کاسته نمی شود. منلاً در هندوراس سوزاندن جنگل برای کشاورزی بدلیل فقر شدید، تأثیر زیادی بر تخریب جنگل داشته است.
چرای بی رویه دام :
در اکثر کشور های جهان سوم منبع درآمد بسیاری از روستاییان فقیر پرورش و نگه داری انواع دام سنگین و سبک می باشد که اغلب به شیوه سنتی به صورت رمه گردانی و ... به چراندن دام های خویش در عرصه های جنگلی و مرتعی می پردازند. تا زمانی که بین تعداد دام و عرصه های جنگلی و مرتعی تعادل بیولوژیکی برقرار بود نه تنها مشکل زیست محیطی چندانی نداشت بلکه فرصت تجدید و ترمیم منابع مزبور وجود داشت. اما مسئله از زمانی به یک مشکل زیست محیطی بدل شد که تعداد دام به واسطه افزایش جمعیت بهره بردار بالا رفت. در این شرایط گیاهان جنگلی و مرتعی زیر سم تعداد زیاد دام رفته و چرای مفرط امکان ترمیم آنها را از بین برده است. نتیجه این فرآیند از بین رفتن برخی گونه های گیاهی و نیز تشدید فرسایش عرصه های مزبور بود. خانوار های فقیر روستایی فاقد اراضی کشاورزی برای استفاده از ته چر و سایر بقایای محصولات کشاورزی جهت تأمین علوفه دام هستند و از سویی سرمایه کافی برای خرید و تامین علوفه برای دام های خویش ندارند. در آفریقا که غله کمیاب است میلیون ها رأس دام دام فقط از طریق چرای مرغزار ها و سر شاخه های درختان تغذیه می شوند. تخریب مراتع منجر به تشدید فرسایش خاک، کاهش ظرفیت تأمین غذا، تشدی تنزل کیفیت محیط زیست و تشدید فقر انسان می شود.
سایر موارد :
از دیگر مواردی که در بین فقیران روستایی کشور های جهان سوم رایج است استفاده از مواد و مصالح ساختمانی است، زیرا ایشان به واسطه عدم بضاعت خرید مواد و مصالح ساختمانی مرغوب از یک سو و عدم آشنایی با فناوری های جدید ساختمان سازی از سوی دیگر برای ساخت خانه، اصطبل، انبار، پرچین مزرعه و ... از مواد و مصالح محلی از قبیل تنه درختان جنگلی، سنگ، خاک، ماسه و ... استفاده می نمایند. این امر اولاً به دلیل افزایش جمعیت روستایی و بالا رفتن تقاضا برای مصالح مذکور و ثانیاً بدلیل افزایش وابستگی گروه های فقیرتر جامعه روستایی به اینگونه مصالح عملاً نقش بیشتری در تخریب و فرسایش محیط زیست ایفاء می نمایند، زیرا در اغلب موارد این بهره برداری ها به روش های ناپایداری صورت می گیرد و موجب تشدید تخریب محیط زیست می شود. شواهد بدست آمده از آفریقا گویای آن است که بویژه به هنگام قحطی و خشکسالی، وابستگی روستاییان فقیر به منابع غذایی جنگل از جمله گیاهان و جانوران افزایش می یابد و معمولاً با اصول پایداری همراه نیست منجر به تشدید تخریب این منابع و بر هم خوردن توازن اکولوژیکی آنها می شود.
معضل دیگر زیست محیطی در اینگونه کشور ها شیوه ای غلط و ناپایدار کشاورزی و عدم آگاهی
کشاورزان از روش های بهره وری و پایدار در جهت افزایش بازده محصول و در عین حال حفظ محیط زیست می باشد. برای مثال کشت اراضی با شیب بیش از حد مجاز که منجر به تشدید فرسایش می شود و شخم زدن اراضی شیب دار در جهت شیب که شست و شوی خاک را تسریع و بروز سیلاب های ویرانگر را تشدید می نماید و در نهایت موجب افزایش فقر می شود قابل ذکر است.
در بسیاری از روستا های جهان سوم، شیوه غلط آبیاری غرقابی به قوت خود باقی است و نقش مهمی در تخریب خاک و به هدر رفتن منابع آب دارد. ایش شیوه در بسیاری موارد علاوه بر فرسایش خاک و هدر دادن منابع آب، کاهش حاصلخیزی خاک کشاورزی را در پی دارد.
کشاورزان معمولاً برای حاصلخیزی زمین و برداشت بیشتر محصول به استفاده از
کود شیمیایی بیشتر متوصل می شوند که نتیجه این امر آلودگی محیط زیست و بویژه آب های جاری است. افزایش درصد کودهای مذکور در منابع آب بویژه آبگیر ها و مرداب ها موجب رشد بیش از حد برخی از گیاهان، کاهش اکسیژن آب و در نتیجه انقراض نسل برخی ماهی ها و سایر گونه های آبزی می شود.
استفاده غیر اصولی از سموم و آفت کش ها نیز ضمن اینکه در دراز مدت تأثیر خویش را از دست داده و مقاومت بیشتر آفات گیاهی را در پی خواهد داشت، به انقراض گونه های حشرات مفید و گیاهان سودمند و آلودگی آب و خاک می انجامد که نتیجه آن تشدید فقر بیشتر برای روستاییان فقیر است که منابع محیطی خویش را بسرعت ار دست می دهد.
کمبود منابع آب یکی دیگر از معضلات کشور های جهان سوم است که بدلیل محدودیت های طبیعی و فقدان مدیزیت و بهره برداری صحیح از منابع آب موجود بروز می نماید. حدوداً دو میلیارد نفر از مردم جهان در مناطقی زندگی می کنند که با کمبود آب مواجه اند. در حالی که تقاضا برای آب بدلیل رشد فزاینده جمعیت و رشد فعالیت های اقتصادی در اینگونه کشور ها رو به افزایش است، گران بودن هزینه تصفیه پساب های صنعتی و آب های آلوده ناشی از عملیات کشاورزی، در بسیاری از کشورهای جهان سوم منجر به رها نمودن آنها به شبکه آب های سطحی و زیرزمینی شده و آلودگی منابع آب را بهمراه دارد.
مشکل دسترسی به آب شرب و قابل مصرف روستاییان فقیر موجب شده که زنان و دختران روستایی مدت زیادی از وقت خویش را صرف حمل آب به خانه، از منابع دور و نزدیک نمایند. این امر به نوبه خود فشار مضاعفی بر این گروه تحمیل کرده و آنها را به انواع بیماری ها مبتلا می نماید. در بولیوی ٧٨ درصد از خانوار های روستایی به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و ٧٢ درصد نیز فاقد سرویس های دفع بهداشتی فاضلاب هستند و آلودگی آب یکی از مشکلات عمده این کشور است. اغلب خانوار های فقیر در گامبیا هم برای آب آشامیدنی و هم برای دفع فاضلاب، از چاه استفاده می کنند. شیوع اسهال از طریق آب آلوده عامل اصلی بیماری و مرگ ومیر کودکان است و دفع غلط فاضلاب این وضعیت را تشدید می کند.
نتیجه گیری و پیشنهادات :
رابطه فقر و محیط زیست به حدی در ادبیات مربوط به محیط زیست مطرح گردیده است که بسیاری از صاحب نظران به مسیر خطا افتاده و در تحلیل های خویش گناه تخریب محیط زیست را به گردن فقیران افکنده اند. لیکن باید دانست که فقر تنها عامل تخریب محیط زیست نیست و نادیده گرفتن سایر زمینه ها و عوامل درگیر منجر به عدم توفیق در تدوین راهبردهای صحیح در جهت حفظ محیط زیست و فقر زدایی می شود. عواملی چون نابرابری، ساختار های غلط سیاسی-اداری، روش های نادرست مدیریتی، نارسایی های بازار، بی توجهی به نقش و مشارکت جوامع محلی در مدیریت و بهره برداری از منابع محیطی و ... نیز در تخریب محیط زیست مؤثرند. در واقع باید گفت فقر روستایی در ترکیب با سایر عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... است که اثر مخرب بر محیط زیست می گذارد لذا وجود بینشی جامع نگر و برخوردی نظام مند که تمامی اجزا و عناصر و روابط و تعامل های دخیل در مسئله را مد نظر قرار دهد ضروری می نماید. در این رابطه باید نقش عوامل
مؤثر درونی و بیرونی را در ایجاد فقر و بروز یک بحران زیست محیطی مورد توجه قرار داد.
ضمن پذیرش تأثیر فقر بر تخریب محیط زیست باید پذیرفت که فقر عامل اصلی نبوده بلکه خود معلول عوامل متعددی است که به برخی از آنها اشاره شد.
رهیافت های جدید بر اهمیت پایداری در ابعاد مختلف تأکید می ورزند. امرار معاش پایدار روستایی تنها زمانی دست یافتنی است که منابع طبیعی به شیوه ای پایداز مورد بهره برداری قرار گیرند. بر این اساس موارد ذیل به عنوان پیشنهاد مطرح می گردد:
١- هر چند فقر روستایی و تأثیر آن بر تخریب محیط زیست یکی از چالش های عمده توسعه پایدار کشور های جهان سوم شناخته شده است. اما فقدان تحقیقات جامع و مناسب در این زمینه بخصوص در کشور ما به شدت به چشم می خورد ، لذا شایسته است پژوهشگران تلاش بیشتری به عمل آورند.
٢- فقدان آمار و اطلاعات کافی در زمینه فقر روستایی و تخریب محیط زیست یکی از موانع جدی در مسیر تحقیق در این حوزه است. لذا پیشنهاد می شود سازمان آمار و سایر سازمان های متولی محیط زیست به تدوین شاخص های آماری مناسب و جمع آوری داده های آماری همت گمارند.
٣- در بررسی رابطه فقر- محیط زیست، ارائه تعریف مناسب از فقر و شناخت نوع فقر در تحلیل تأثیر فقر بر محیط زیست تأثیر بسزایی دارد لذا ضروری است از بعد مفهومی دقت نظر بیشتری به مفهوم فقر، انواع و ابعاد مختلف آن صورت گیرد.
٤- تلاش در جهت فقر زدایی که یکی از اقدامات اساسی در جهت جلوگیری از تخریب محیط زیست است ، پیشنهاد می گردد.
٥- پیشنهاد می شود که با استفاده از روش های ترویجی و آموزشی، روستاییان فقیر را با پیامد های منفی تخریب محیط زیست آشنا کرده و روش های بهره برداری پایدار از منابع محیطی را به آنان آموزش داد.
٦- از مشارکت مردم در عرصه حفاظت از محیط زیست و بهره برداری از منابع محیطی، حد اکثر استفاده به عمل آمده و حق اولویت انان در بهره برداری از منابع محیطی به رسمیت شناخته شود.
٧- از طریق حمایت های مالی نظیر اعطای وام، اعتبار و یارانه باید روستاییان فقیر را به بهره برداری اصولی و پایدار از منابع محیطی ترغیب نمود.
٨- کاهش تخریب محیط زیست از طریق تمرکز زدایی و برنامه ریزی آمایش سرزمین.
٩- جامع نگری و شناسایی عوامل ساختاری، مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که باعث تشدید فقر و افزایش تخریب محیط زیست می شود.
١٠- مطالعات تخصصی و تحقیقات دقیق درباره رابطه فقر روستایی با جنگل، مرتع، اراضی کشاورزی، آب و تنوع بیولوژیکی و ... انجام گیرد.
منابع مورد استفاده :
-رضوی سید حسن ، ، روستا، فقر، توسعه( روش ها و الگو های مقابله با فقر روستایی) ١٣٨٢
-شریف زاده، ابوالقاسم و همکاران، ، کاهش فقر و امرار معاش پایدار فقرای روستایی-چالش ها و مفاهیم. ١٣٨٢
-توکلی، جعفر، ، روستا و توسعه، ، فقر روستایی و تخریب محیط زیست در کشور های در حال توسعه. ١٣٨٣
-جزایری، ادریس و همکاران، ، فقر و روستا - مجموعه مقالات. ترجمه ابراهیم زاهدی عبقری و زهره کسائی،١٣٧٣ ، تهران - وزارت کشاورزی، مرکز مطالعات برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی.
-توماس ریردون، و همکاران ، ، « رابطه فقر روستایی و محیط زیست در کشورهای در حال توسعه». ترجمه فریده فاریابی، ١٣٧٧
تهیه و تنظیم:
طاهره نادری
واحد سازمانی:
دبیرستان خان محمدی
رشته: جغرافیا
سال تحصیلی:
1391- 1390
گروه جغرافیا شهرستان رامسر
این وبلاک متعلق به گروه آموزشی جغرافیا اداره آموزش وپرورش شهرستان رامسر بوده و از این طریق مطالب علمی پژوهشی مرتبط با درس جغرافیا به اطلاع دبیران و دانش آموزان شهرستان و عموم می رسد.